برای اینکه برگردی دعای مادرت کافیست رسد تاروز موعودت رضای مادرت کافیست
همین که بازگردی پرچم حیدر بپاسازی قسم بر صاحب جمعه برای مادرت کافیست
برای اینکه قدر و منزلت نزد خدا یابم تمسک بر صفای خاک پای مادرت کافیست
شود تا رتبه ام بالاترین رتبه های محشر ارادت با عمل بر درسهای مادرت کافیست
برای اینکه جاویدان بماند حضرت حیدر نیازی نیست بر مردم دعای مادرت کافیست
نیازی نیست بر مردم وفای مادرت کافیست
برای انتقام از دست پرسیلی آن نامرد عمل کردن به نفرین ودعای مادرت کافیست
گفتم کمی بخوابم و آرامتر شوم اما دوباره درد سراغ مرا گرفت
میخواستم بچرخم و پهلو عوض کنم ناگه رگی ز پهلوی من بی هوا گرفت
تا میرود زدیده ام آن صحنه های داغ این زخم سینه باز به در میبری مرا
ای زخم با لباس سپیدم چه کرده ای داری شبیه حوصله سر میبری مرا
طرحی زدم ضرورت پنجاه سال بعد حیدر ببخش این همه محتاطی مرا
(کنایه از بافتن کفن برای امام حسین است)
باید کفن ببافم و پیراهنش کنم اسما بیار جعبه خیاطی مرا
اعلام میکنم که پس از بار بستنم زینب وصی بی برو برگرد فاطمه ست
او را گذاشتم که طوافش کنید و بس این کعبه شریف ره آورد فاطمه ست
مشغول استراحتم ای زخم لج مکن وقت نماز شب نشده پس تو هم بخواب
ای زخم لا اقل کمی دهنت را ببند
ترسم ز خنده تو دیده ام شود پرآب
*******************************************
+++++++لبیک یا خمینی+++++++
سالروز ارتحال ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره)
بر تمام دوستدارانش تسلیت و تهنیت باد
من درمیان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت وسفارش میکنم که نگذارید
انقلاب به دست نااهلان ونا محرمان بیفتد.نگذارید پیشکسوتان شهادت وخون در
پیچ وخم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند. امام خمینی۲۹/۴/۱۳۶۷
((اسپیکراتون روشن کنید تا شعر با صدای حاج منصور بشنوید))
جای سید جواد خالی تا یا حسین غریب مادر رو بخونه
دوکوهه منزل و معوای عشاق دگر خالی شد از جای عشاق
دو کوهه باصفا بودی و زیبا چرا حالا شدی تنهای تنها
خرمشهر ماند وهست بقیمت خون متوسلیان وباقری وجهان آراو.....
روی خونشان پا نگذاریم وبا استخوانهای حاج همت و...برج هانسازیم.
در شعله وشور عشق پروانه صفت بودند تا کرب وبلا دیدند آن بال بگشودند
از آن همه خون صحرا شدباغ شقایق ها در معرکه میرفتند با نغمه یا زهرا
هر کس سعادت داشت برجبهه ارادت داشت
دید باغ مصفا بود یا نورشهادت داشت
دیدند شکوفاشد گلهای اجابت زود معراج دعاهاشون در صبح دوکوهه بود
آن سینه پر احساس شد مست شمیم یار تا علقمه میرفتند باپرچم یا عباس
بر غنچه لبهاشان لبیک خمینی بود امید دل آنها لبخند خمینی بود
در معرکه ها رفتند تا پیش خدا رفتند با تشنه لبی تا آخر تا کرب وبلا رفتند
گفتند که مارفتیم از کعبه خودشانی این نهضت خونین در دست شما دادیم
تا زنده به این ایمانیم تا درصف قرآنیم با لطف امام عصر در راه شهیدانیم
ای کاش فکر کنیم اگر خون شهیدان نبود الان برای عبور از خیابانهای شهرمان باید از
نیروهای امریکایی وانگلیسی اجازه میگرفتیم.اگرشهدا وجانبازان ازجانشان نمیگذشتند
هم اکنون بدتر از افغانستان وعراق و...بودیم..
به غیر از مردم مسؤلان ومدیران نظام باید بدانند که این کرسیهای سنگین ورنگینی که به آن
تکیه زده اند حاصل چشمان زیبا حاج ابراهیم همت است که مورد اصابت گلوله مستقیم توپ
قرارگرفت.نتیجه خون سه شهید برادران باکری است که خانوادشان جنازه هیچیک راندید.
محصول تن وجان هزاران شهید وآه وناله وگریه مادران وپدرانی است که عزیزانشان را برای
پاسداری از کشورشان فداکردند.
همه باید بدانند این در حال حاضر جانبازانی در گوشه خانه ها وبیمارستانها هستند که حتی
قادر به تکان دادن سرشان نیستند.جانبازی را میشناسم که حتی مدفوعش را ساکشن
میکنند.کسی را میشناسم که در اثر گاز خردل وخوردن آب کثیف قادر نیست خود را مراقبت
کند.جانبازی که دوچشم و دو دست ویک پای خودرا فدا کرده وهزارا ن هزار جانباز دیگر.
بیایید بیندیشیم در احوال خودمان
((اسپیکراتون روشن کنید تا شعر با صدای حاج مهدی بشنوید))