تبليغاتX
خدا کنه صاحبش(مهدی فاطمه)زودتر بیاد
هیچ کس ارزش آن را ندارد که حتی ناخن انگشت پایت را برایش عریان کنی!

 

ای آنکه علی علی کنی کیست علی                                                 

                                    آنکس که تواش وصف کنی نیست علی

یک روز بزی چنان که می زیست علی                                                

                                آن وقت بیا  به من بگو  کیست علی علی

علي(ع) مخلوق و بنده خداست؛ اما بنده‌اي كه راه‌كمال را تا نهايت طي كرده است.

حضرت در جايي مي‌فرمايند:«لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً» «اگر همه پرده‌ها كنار بروند، به يقين من افزوده نمي‌شود.» حال آنكه ما انسان‌هاي معمولي يك چشمه مي‌بينيم، كلي عوض مي‌شويم. اما امام مي‌فرمايند كه بين من و خداوند، حجاب است و اگر همه پرده‌هايي كه بين من و اوست،‌كنار بروند، سرسوزني بر يقين من نسبت به او (خداوند) افزوده نمي‌شود. علي(ع) در اوج يقين است. وجود امام علي(ع) جمع ميان تشبيه و تنزيه است. در واقع؛ او جمع مجسم آنهاست.

 

وجود مبارك امام‌علي(ع) نيز مظهر جمع اضداد است. كما اينكه در مورد ايشان در جايي آمده است: جمعت في‌صفاتك الاضداد و لهذا قلت لك‌الانداد: «در صفات تو اضداد جمع شده‌اند. به همين دليل، تو نظير نداري.» اما چگونه ايشان جمع اضدادند؟ مثلا مي‌بينيم كه امام در ميدان مبارزه در اوج شهامت و رشادت مي‌جنگد و به قلب دشمن مي‌زند؛ اما همو با ديدن يك يتيم، اشك مي‌ريزد.

 

جمع ميان اين دو را در انسان‌هاي ديگر نمي‌توان ديد. لذا وقتي زندگاني امام علي(ع) را مي‌خوانيم، احساس آرامش عجيبي به ما دست مي‌دهد. انسان‌هاي معمولي به ويژه انسان‌هاي امروزي تك ساحتي‌اند و تنها در يك عالم خاص سير مي‌كنند؛ اما وجود امام علي(ع) ابعاد و ساحت‌هاي متعددي دارد. ما نيز بايد بكوشيم تا به شيوه زندگاني ايشان نزديك شويم.

نكته ای  درباره امام علي(ع) كه بي‌ارتباط با اين بحث هم نيست، اين است كه ما در روزگار امپراتوري كلمات به سر مي‌بريم. از در و ديوار عالم حرف و سخن مي‌بارد، به قول صائب: زمنجنيق فلك سنگ فتنه مي‌بارد. در چنين بمباران تعابير، كلمات و سخنان، يافتن راه حقيقت و در نتيجه رسيدن به قرار و آرامش، بسيار سخت و دشوار شده است. طبيعي است كه در اين هياهوي كلمات، راه را گم كنيم و ندانيم كه خانه كجاست؟ از اين‌رو، به نظرم در ميان جنجال و هجوم اين كلمات، خداوند به شيعه كلماتي عطا كرده كه عين حقيقت‌اند و از سرچشمه حقيقت جوشيده‌اند و ما در اوج اطمينان خاطر مي‌توانيم آنها را بشنويم و به درستي آنها يقين داشته باشيم.

چنان كه مولا در جايي مي‌فرمايند: من اشتري مالايحتاج اليه باع‌مايحتاج اليه: «هركس بخرد چيزي را كه به آن نياز ندارد، بايد بفروشد چيزي را كه به آن نيازمند است.» بنابه اين جمله نغز، ما امروزه خدمتگزار ادوات و اسباب زندگي شده‌ايم و چه‌بسا در اين راه ايمان و اعتقاد را هم فدا مي‌كنيم.در پايان بي‌مناسبت نيست كه به جمله يكي از بزرگان تاريخ كلام معتزلي؛ يعني «جاحظ» درباره امام علي(ع) اشاره كنم. البته اين جمله را من وقتي كه پاي صحبت سيدرضي شيرازي بودم، شنيدم. جاحظ در يكي از آثارش از علي(ع) 9 جمله معروف و مهم نقل مي‌كند كه براي نمونه 2 مورد آن را دراينجا مي‌آورم:

1 – الهي انت كما احب. فجعلني كما تحب: «خدايا تو چوناني كه من دوست دارم، مرا چنان كن كه  تو دوست داري.»
2 - استغني عمن شئت تكن نظيرا له: «از هر كه مي‌خواهي بي‌نياز باش؛ همانند او خواهي شد.»

مولای درویشان سید دل ریشان مرهم درد فقیران

پدر یتیمان علی بن ابیطالب

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

ز لیلی من شنیدم یاعلی گفت   به مجنون چون رسیدم یاعلی گفت

مگر این وادی دارالجنون است   که هر دیوانه دیدم یاعلی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد  به گوش غنچه کم کم یاعلی گفت
چمن با ریزش باران رحمت        دعایی کرد و او هم یاعلی گفت
یقین پروردگار آفرینش           به موجودات عالم یاعلی گفت
خمیر خاک عالم را سرشتند       چو برمی خواست آدم یاعلی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز میزد    ز بس بیچاره مریم یاعلی گفت
علی را ضریتی کاری نمیشد          گمانم ابن ملجم یاعلی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده میشد      یقین آنجا علی هم یاعلی گفت

اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت امیر(ع)

 
     
  

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط ::سید سعید::

آی عشق ..........ادرکنی

آمد ... و
واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان  کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار. زهرا آمد    فاطمه آمد .............

 

 

برای آنکه باز گردی پرچم حیدر بپاسازی دعای مادرت کافیست.......

          آقا به جان مادرت     آن مادر غم پرورت          مارا مرانی ازدرت 

حضرت باریتعالی  خطاب به نور حضرت زهرا فرمود:

میخواهم ترا بصورت جسم وشخصیت فیزیکی بیافرینم آیا مهیا وآماده ای؟

حضرت فرمود:برای دختری پیامبر و همسری حضرت امیر لحظه شماری میکنم

و چیست از این بهتر که بر من وارد شود.

بنابر روایات و تفاسیر بعضی از علما خدای متعال جهت خلقتشان  از ایشان کسب اجازه فرمودند.

 

 زهرا جان:  یاس پیامبر  لاله  مولا تولدت مبارک

میلادیگانه بانوی عالم حضرت فاطمه صدیقه بر

همه زنان ومادران گرامی مبارکباد

 

 در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي

هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و

آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده

شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه

 نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.

 

 او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت.

 

 دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد.

شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود.

 پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.
 

(( بهشت از آن توست بخاطر تحمل وصبر تمام نشدنیت در برابرهمه ّبدیهایم)) 

در عالم هستی چه کسی دارای چنین جایگاهی است:صالح ترین فرزند.دلسوزوگرامی ترین همسر

بهترین مادر.اولا ترین انسانها .سخیترین سخاوتمندان و................. 

 مهدی جان روایت است که شما را به جان عمه گرامیتان قسم دهیم اما اینبار میگوییم

شما را به جان مادرت آقا جان یه گوشه چشمی به ما .......مگه ما بدها دل نداریم

اللهم عجل لولیک الفرج=====یا علی 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 2:20 قبل از ظهر توسط ::سید سعید::