سلام به همه دوستان معزز وگرامی خودم...

متاسفانه چندی است که بدلایل بسیار مهم آبروی نظام مقدس جمهوری اسلامی خدشه دار شده ودر داخل وخارج از کشور عناصری کوته فکر ومتاسفانه تعدادی که خود نیز منتسب به حکومت ودولت هستند با کم خردی واعمال زشت خواسته ویا نا خواسته در پی تخریب چهره نظامند.
تهدیدات وهجمه های فرهنگی واقتصادی و...که همیشه از بیرون بسمت ما در جریان بوده وخواهد بود وچاره ای جز تقابل واستحکام در مقابل این عناصر نداریم..
اما در داخل کشور چه؟عناصر منتسب به دولت وحکومت چه؟طی چند هفته اخیر رفتارها واعمال بسیار ناشایست ورکیکی از بعضی از آقایان ومدیران سرزده که این قبیل رفتارها جز تخریب وخدشه دارنمودن آبروی کشور ومردم عزیزمان چیزی در برندارد...خدا را شاهد میگیرم با پدر شهیدی صحبت میکردم که از اتفاقات اخیر آگاه بود وخون گریه میکرد ومی گفت :آیا جواب خون شهدا این است؟

مگر این نظام وانقلاب براحتی وسهولت بدست شما افتاده که اینگونه با آن بر خورد میکنید...مگر به غیر از این است که این کشور حاصل خون وجان ومال وناموس انسانهای پاک وسربداری است که سالهاست زیر خروارها خاک خفته اند وبجامانده ها در گوشه بیمارستانها ویا در گوشه خانه هایشان با بیماریهای گوناگون ولاعلاجشان دست به گریبانند.....چه کسی پاسخگوست؟مگر آبروی نظام در معرض آزمون وخطاست؟مگر گوشت قربانی ست؟
یک روز میشنویم فیلم های شخصی وناموسی مردم به قیمت پفک نمکی در سر هر کوی وبرزن فروخته میشود؟روزدیگر اتباع کشورهای خارجی در کشورمان آزادانه راه میروند وبه نوامیس مردم تجاوز میکنند؟
در فلان جشنواره کتاب آسمانی مان را دف زنان با حالت رقص وعیاشی به روی دست میبرند؟هیچ کس پیدا نشد به این مشایی بگوید که آقا بین قرآن وحافظ وبوستان فرق بسیاراست...شما اگر بفکر سنت ومراسم آیینی هستی برو جای دیگر راآباد کن !!!!!!!!!!!حالا هم که دست گل جدید!!!!!!!!!!
با شرمندگی تمام باید بگویم دست آخرچند روزی است که فیلم وعکس هایی منتسب به یکی از روحانیون که در حال تجاوز ومغازله با همسر یکی از کارکنانش است نقل محافل شده که دیگر حجت را بر همه تمام کرده!!!!!!!!
ما سالیانه هزینه های هنگفتی میکنیم که در سراسر جهان بوسیله رایزنان فرهنگی وسفیران اسلامی وجه زیبا وپر نشاط اسلام را به جهانیان بشناسانیم .....از قرآن بگوییم..از دین ...از اهل بیت و...
حالا شما جای یک فرد خارجی از بیرون نگاهی بکن ؟آیا از اسلامی که دم میزنید بهترین وکامل ترین دین آسمانی ست وانسانها در فلان جایگاه قرار دارند وهزار فلان وبهمان و.......
چطور در کشور اسلامی فساد وفحشا ورانت خواری وهزاران کثافت کاری روز به روز در حال رشد وترویج است؟چطور برخی از مدیران ومسولین نظام از فرمانده نیروی انتظامی ومعاون گردشگری وروحانی گرفته تا بازیگر و ......دست به اینگونه رفتارها واعمال ناشایست میزنند...خدا گواه است با چند مهمان خارجی در خیابان ولیعصر در حرکت بودیم که با تعجب بسیاری از نابسامانیها ومعضلات اجتماعی ما را می دیدند ازمترجم ما میپرسیدند چرا اینگونه است؟با خنده میپرسیدند از شکل وشمایل وآرایش ووضع ظاهری مردم...از کوچه وخیابانهای یک کشور اسلامی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از همه اینها گذشته یک موضوع بسیار مهم ودردناک حادث شده که من طی نامه ای به مدیران ارشد کتبا وبا برخی بصورت شفاهی مطرح کرده وخواهم کرد...متاسفانه از طریق دوستان با خبر شدم که در کشورهای بظاهردوست وهمسایه مان که مسایل فحاشی وس.....رونق بسیاری دارد تعداد چشمگیری از دختران وزنان کشور ما هم در این موارد سهیمندوبدلایل مختلف در کوچه ها وخیابانهای دبی وعجمان و.....خود را بقیمت چند ریال عربی در اختیار شیوخ واعراب ومهاجران افغانی وپاکستانی و....قرار میدهند..

حراج دختران وزنان ایرانی در خارج وتن فروشی در داخل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب تا این جای ماجرا را که تقریبا همه با خبریم ومیدانیم که در دولت قبل حتی اشاراتی شد به فروش وتن فروشی دختران ایرانی در دبی و....وهیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد والبته این مهم شاید از دستاوردهای آزادی های اینگونه باشد ولی نکته بسیار تاسف بارتر اینجاست که چندی است که کانالهای ماهواره ای که این برنامه های مستهجن وس.....را اشاعه میدهند در کنار پرچم وشماره های تلفن کشورهای دیگر پرچم مقدس کشور اسلامی وعزیز ما ایران را نیز قرار داده اند...اصلا باورم نمیشد ..چند بار کتمان کردم وخواستم باور نکنم ولی به اصرار یکی از مسافران پرواز امارات طبق مستندات وشواهد باورم شد......آه وافسوس...

پرچمی که سرخی خود را از خون شهید دارد ..شهیدی که سید وسالارش حسین بن علی ست..!!

استقلال وآزادی کشورم....ناموس ملت ....چه شد که در گرو چند ریال ودینار عربی ست...

اعراب ملخ خور بواسطه ثروت هنگفتی که از فروش نفت عایدشان میشود شده اند امیر جسم وجان ناموس ما...که دختر ۱۰ ساله باکره را با دو ونیم میلیون میخرند وبعد از دو روز در مقابل یکی از ترمینا لهای فرودگاه مثل یک آشغال رهایش میکنند تا برود بسوی آینده تاریک وکثیف خودش....وهزاران نقطه تاریک دیگر.....

عدالت اسلامی..کشور اسلامی واسلام وهمه برای ما یک رویا!!!!!!!!!!!!!!!!!!
براستی چه کسی پاسخگوست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از یک طرف هم باید به غیرت وشرف پدران ومادرانی که فرزندان خود را به مسلخ میفرستند به هزار دلیل غیر موجه تف انداخت .ننگ بر شما که فکر میکنید متمدنید!!!!!!!!!!
به مسعود ده نمکی عزیز هم میگویم که داداش اگه تو لاف سر بداری رو میزنی میبینی که بنده بدون هیچ ترس ولرزی حرفمم رو میزنم !!!!!!!اطمینان دارم که مطلب رو میخونی .....این حرفا متاسفانه واقعیت داره!!!!حالا تو هی بگو اینارو نگو وبعضی از نظرات من رو حذف کن!!!!!!!!!!
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم.......حاجی
وقتی که به مزار شهدا میرویم ودر مقابل قبور مبارک حاج همت وپازوکی وبروجردی و............
می ایستیم چه باید گفت؟جوابشان را که میدهد؟بهای خونشان چه شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اللهم عجل لولیک الفرج====================یا علی

مقدمه :
امام علي بن موسيالرضا عليهالسلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام ميباشند.
ايشان در سن 35 سالگي عهدهدار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختيها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم.
نام ،لقب و كنيه امام :
نام مبارك ايشان علي و كنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقب ايشان "رضا" به معناي "خشنودي" ميباشد. امام محمدتقي عليهالسلام امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اينگونه نقل ميفرمايند :" خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بودهاند و ايشان را براي امامت پسنديده اند و همينطور ( به خاطر خلق و خوي نيكوي امام ) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضي و خشنود بودند".
يكي از القاب مشهور حضرت " عالم آل محمد " است . اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان ميباشد.جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش, بويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بيرون آمد دليل کوچکي براين سخن است، که قسمتي از اين مناظرات در بخش " جنبه علمي امام " آمده است. اين توانايي و برتري امام, در تسلط بر علوم يكي از دلايل امامت ايشان ميباشد و با تأمل در سخنان امام در اين مناظرات, كاملاً اين مطلب روشن ميگردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحي نميتواند سرچشمه گرفته باشد.
پدر و مادر امام :
پدر بزرگوار ايشان امام موسي كاظم (عليه السلام ) پيشواي هفتم شيعيان بودند كه در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسي به شهادت رسيدند و مادرگراميشان " نجمه " نام داشت.

تولد امام :
حضرت رضا (عليه السلام ) در يازدهم ذيقعدهالحرام سال 148 هجري در مدينه منوره ديده به جهان گشودند. از قول مادر ايشان نقل شده است كه :" هنگاميكه به حضرتش حامله شدم به هيچ وجه ثقل حمل را در خود حس نميكردم و وقتي به خواب ميرفتم, صداي تسبيح و تمجيد حق تعالي وذکر " لاالهالاالله " رااز شكم خود ميشنيدم, اما چون بيدار ميشدم ديگر صدايي بگوش نمي رسيد. هنگاميكه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمين نهاد و سرش را به سوي آسمان بلند كرد و لبانش را تكان ميداد؛ گويي چيزي ميگفت" (2).
نظير اين واقعه, هنگام تولد ديگر ائمه و بعضي از پيامبران الهي نيز نقل شده است, از جمله حضرت عيسي كه به اراده الهي در اوان تولد, در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند كه شرح اين ماجرا در قرآن كريم آمده است. (3)
زندگي امام در مدينه :
حضرت رضا (عليه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدينه زادگاهشان، ساكن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاك رسول خدا و اجداد طاهرينشان به هدايت مردم و تبيين معارف ديني و سيره نبوي مي پرداختنند. مردم مدينه نيز بسيار امام را دوست مي داشتند و به ايشان همچون پدري مهربان مي نگريستند.تا قبل ازاين سفر با اينکه امام بيشترسالهای عمرش را درمدينه گذرانده بود, اما درسراسرمملکت اسلامي پِيروان بسياری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.
امام در گفتگويي كه با مامون درباره ولايت عهدی داشتند، در اين باره اين گونه مي فرمايند:" همانا ولايت عهدی هيچ امتيازي را بر من نيفزود. هنگامي كه من در مدينه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود واگرازکوچه های شهر مدينه عبورمي کردم, عزيرتراز من كسي نبود . مردم پيوسته حاجاتشان را نزد من مي آوردند و كسي نبود كه بتوانم نياز او ر ا برآورده سازم, مگر اينكه اين كار را انجام مي دادم و مردم به چشم عزيز و بزرگ خويش، به من مى نگريستند ".
امامت حضرت رضا (عليه السلام ) :
امامت و وصايت حضرت رضا (عليه السلام ) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرينشان و رسول اكرم (صلي الله وعليه واله )اعلام شده بود. به خصوص امام كاظم (عليه السلام ) بارها در حضور مردم ايشان را به عنوان وصي و امام بعد از خويش معرفي كرده بودند كه به نمونهاي از آنها اشاره مينمائيم.
يكي از ياران امام موسي كاظم (عليه السلام ) ميگويد:" ما شصت نفر بوديم كه موسي بنجعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علي در دست او بود. فرمود :" آيا ميدانيد من كيستم ؟" گفتم:" تو آقا و بزرگ ما هستي". فرمود :" نام و لقب من را بگوئيد". گفتم :" شما موسي بن جعفر بن محمد هستيد ". فرمود :" اين كه با من است كيست ؟" گفتم :" علي بن موسي بن جعفر". فرمود :" پس شهادت دهيد او در زندگاني من وكيل من است و بعد از مرگ من وصي من مي باشد"". (4) در حديث مشهوری نيزکه جابر از قول نبى اكرم نقل ميكند امام رضا (عليه السلام ) به عنوان هشتمين امام و وصي پيامبر معرفي شدهاند. امام صادق (عليه السلام ) نيز مكرر به امام كاظم ميفرمودند كه "عالم آلمحمد از فرزندان تو است و او وصي بعد از تو ميباشد".

اخلاق فردی: ادب
اخلاق، یكی از عناصر مهم شخصیت انسان است، و كاشف كیفیت ذات، و درون اوست. امام رضا علیهالسلام به اخلاق عالی و ممتاز، آراسته بودند، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود جلب كردند، همچنین انسانیت آن حضرت، یگانه و بیمانند بود، و در حقیقت تجلی روح نبوت، و مصداق رسالتی بود كه خود آن حضرت، یكی از نگهبانان و امانتداران و وارثان اسرار آن به شمار میرفت. از ابراهیم بن عباس صولی (1) نقل شده، كه گفته است:
من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با كسی درشتی كنند.
من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم سخن كسی را پیش از فراغ از آن، قطع كند.
هرگز درخواست كسی را ،كه قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمودند.
هرگز پاهای خود را، جلو همنشین، دراز نمیكردند.
حکایتی خواندنی از امام رضا علیه السلام
این واقعه نشانی از تواضع امام دارد.
زمانی که امام رضا علیه السلام به عنوان ولیعهد در خراسان بود آشکار است که تا چه اندازه موقعیت سیاسی داشت. ایشان به عنوان جانشین خلیفه وقت شناخته میشدند و طبیعی بود که مردم سخت به آن حضرت احترام میگذاشتند...
اما همین امام بنا به روایتی که ابن شهر آشوب، نویسنده مشهور شیعه در قرن ششم به نقل از یعقوب بن اسحاق نوبختی روایت کرده است به گونهای وارد حمام نیشابور شد که حاضران متوجه نشدند آن حضرت دارای چنان مقامی است. ابن شهر آشوب مینویسد: حضرت رضا علیهالسلام وارد حمام شد. یکی از کسانی که حاضر بود ـ و ایشان را نمیشناخت ـ از آن حضرت خواست تا دلاکی او را کرده و به اصطلاح امروزه کیسه او را بکشد. حضرت درخواست او را پذیرفت و مشغول کار شد. برخی که امام را میشناختند، آن مرد را درباره امام رضا علیه السلام آگاه کردند و او مشغول عذرخواهی شد. با این حال امام به او آرامش داده و همچنان به دلاکی او مشغول بود.
منبع: مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص412.
هرگز در برابر همنشین تكیه نمیكردند.
هرگز او را ندیدم،كه غلامان و بردگان خود را بد گویند.
هرگز او را ندیدم، كه آب دهان بیندازند.
هرگز او را ندیدم، كه قهقهه بزند، بلكه خندهاش تبسم بود.
تا آنجاكه میگوید: هر كه بگوید در فضلیت، كسی را مانند او دیده، از او باور نكنید.
سراسر مدت سی و پنج سال امامت امام موسی كاظم علیه السلام با حوادث و فراز و نشیبهای سیاسی آمیخته بود. بیشتر زندگانی ایشان در زندانهای هارون الرشید سپری شد. امام رضا علیه السلام در تمامی مدتی كه امام كاظم علیه السلام زندانی بودند دستیار و پشتوانه استوار پدر در حوادث سیاسی فرهنگی بودند. شریك غمها و رنجهای پدرشان بودند هرگز در برابر قدرتطلبان هوس باز، خودشان را تسلیم نكردند. ایشان راه پدر را ادامه دادند و مردم را به شدت از یاری رساندن و كمك به خلفای طاغوتی دور میكردند. چون امام كاظم علیه السلام بیشتر عمر شریفشان در زندانها سپری شد، امام رضا علیهالسلام به عنوان فرزند ارشد مسئول نگهداری خانواده ایشان بودند، ایشان در این مدت طوری از خانوادهشان مراقبت كردند، كه اجازه ندادند كسی به آنها بیاحترامی كند، نهایت احترام را به آنها میگذاشتند و خطرات دشمنان را از آنان دور میكردند.
علاقه حضرت به خانوادهشان در محبتی كه به امام جواد علیه السلام داشتند نیز قابل ملاحظه است. قبل از تولد امام جواد علیه السلام فردی به امام رضا علیه السلام میگوید شما كودكان را دوست دارید پس از خداوند بخواهید كه پسری به شما عطا كند. حضرت فرمودند: خداوند پسری به من خواهد داد كه وارث من میشود هنگامی كه اباجعفر علیه السلام متولد شدند، حضرت در طول شب گهواره ایشان را حركت میدادند و با او بازی میكردند. امام فرزندشان را آن قدر دوست میداشتند كه شب را نمیخوابیدند و گهواره امام جواد علیه السلام را حركت میدادند. به ایشان عرض شد آیا مردم با پسرانشان چنین رفتار میكنند؟ حضرت فرمودند: این پسر مانند عامه مردم نیست به دنیا آمدن و رشد نمودن او مانند ولادت پدران پاكش است.(36)
رفتار امام با فرزندشان امام جواد علیه السلام آن قدر محبت آمیز و توام با احترام بود كه ایشان را به نام صدا نمیزدند بلكه بیشتر با كنیه مورد خطاب قرارش میدادند. به عنوان مثال میفرمودند: «ابوجعفر برای من نوشته است و من برای ابوجعفر نوشتم.»(37) به این ترتیب میخواست ایشان را احترام و تمجید كنند.
نمونه دیگر علاقه و وابستگی امام رضا علیه السلام، محبتی بود كه به حضرت معصومه علیه السلام داشتند.

امامان با مردم نشست و برخاست داشتند و در تعاملات اجتماعی به نیكوترین صورت با آنان برخورد مینمودند. این سیره چنان نیكو بود كه با الگو قرار دادن آنان ما میتوانیم روش صحیح برخورد اسلامی با افراد گوناگون را بیاموزیم.
با بررسی آِیات در مییابیم برخورد با انسانهای مختلف باید هماهنگ و متناسب با روحیه آنها باشد خداوند عزوجل در قرآن فرموده است:
"محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم"(38)؛ محمد فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سخت و شدید و در میان خود مهربانند.
در آیه دیگری چنین فرموده:
"یا ایها النبی جاهد الكفار و المنافقین و اغلظ علیهم"(39)؛ ای پیامبر با كافران و مجاهدان جهاد كن و بر آنها سخت بگیر.
از این آیات چنین نتیجهگیری میشود كه برخورد قرآن و اسلام با انسانهای مختلف فرق میكند. در بعضی جاها دستور به برخورد نیك و پر محبت میدهد، «با مردم سخن نیك بگویید»(40) و در جای دیگر دستور به برخورد میانه میدهد: «محمد فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.»(41)
امام رضا علیه السلام به عنوان اسوه كانون مهر و عاطفه نسبت به بندگان خدا بود. در زیارت آمده است: السلام علی الامام الرئوف؛ (سلام بر امام و پیشوای با رافت و مهربان) این لقبی است كه از طرف خداوند به ایشان داده شده است. ایشان بیشترین محبت و مهربانی را نسبت به مردم و اهل خانه و خدمت گزارانشان داشتند. در روزی كه ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این كه نماز ظهر را خواندند به فردی كه نزدیكشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده كاركنان و خدمتگزارانشان بودند) غذا خوردهاند؟ آن فرد جواب داد: آقای من در چنین وضعیتی كسی میتواند غذا بخورد؟ در این لحظه كه امام علیه السلام متوجه میشوند كسی غذا نخورده، مینشینند و دستور آوردن سفرهای را میدهند همه را سر سفره دعوت میكنند و آنها را یكی یكی مورد محبت قرار میدهند.(42)
ایشان در جایی كه مربوط به شخص خودشان بود بزرگترین گذشتها، عالیترین ایثارها و بیشترین محبت را نسبت به دیگران داشتند. رفتار عملی امام رضا علیه السلام نشانه انسانی كامل و نمونه است كه هیچ علاقهای به دنیا و ظواهر آن ندارد.
اگر فردی حتی كوچكترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام میداد، ایشان نهایت تشكر و قدردانی را به جا میآوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران مینمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی میكردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی میكردند مشكل آنان را حل كنند. زیاد بودند افرادی كه در سایه یاری رسانیهای امام علیه السلام به خیری دست یافتند.
