بنام خالق عشق وزیبایی

در شروع مطلب بجاست كه از دوستان ورفقاي گل وعزيزم كه حتي موقعي كه كم پيدام زود به زود بهم سر ميزنن ويا با تلفن وميل جوياي احوال بنده حقير ميشن بسيار تشكر وقدرداني كنم وبگم كه شرمندم ميكنيد مخصوصا"دوستان قديمي وگرامي (گل يخ ،حاجي ،طنا....،كوثر،شيخ اجل،بزرگ،بها.....،قيصر،بچه هاي انصار حزب ا......،مهدي وهمه دوستان عزيزم.باور كنيد اين خيلي عاليه كه در سراسر زندگيمون اينو حس كنيم كه هميشه يه كساني هستند كه ما تو فكرشون قدم ميزنيم.....فقط اين مهمه كه جاي پامون به قشنگي بمونه نه ذهن ديگران رو گلي كنه...

انتخابات؟ راي چيست و؟كانديداي برگزيده كيست وبايد چه ويژگيهايي داشته باشد؟هدف از راي دادن؟حزب چيست؟آيا احزاب وكانديداهايشان بطور حقيقي لياقت زمامداري وحكومت رادارند؟
رقابت اصلي بين:۱-دكتر محمود احمدي نژاد ۲-سيد ميرحسين موسوي

از دكتر كه شناختمون به اندازه اين چهار سال رياست جمهوري ايشون هست و از مير حسين هم كه نخست وزير زمان جنگ .سؤالات بسياري هم كه مطرح است مثل رويه ها وتغييرات اقتصادي كشور در زمان دكتر و خيلي مسائل ديگر كه همه ميدانيم واينكه مير حسين اينهمه سال كجا بود؟چه ميكرد؟چرا نيامد؟اگر اينطور باشد كه عده اي از ايشان در آن زمان ميگويند با گوشه نشيني وخدمت نكردن به اهداف عالي نظام خيانت بزرگي كرده است وهزاران سؤال ديگر......................

تبليغات اون هم از نوع انتخاباتيش!!!!!به هر قيمت!!!!!

فحش وناسزا وتهمت وافترا وشب نامه ولجن مالي شخصيت ديگران ممنوع!
واما عقل براي بكاربستن علم است وعاقل علم مطبوع را بكار مي بندد وقدرت تشخيص بين بدترين وبدتر وبد وخوب وخوب تر وخوب ترين را دارد و اين وجه تميز انسان وحيوان است ونتيجه آن انسان فهيم كه داراي ايمان است وايمان همان امنيت وآرامش يا فتن است پس ان شالله عالمانه وعاقلانه با راي عادلانه در پاي صندوق ها حاضر ميشويم وآن افرادي هم كه تعدادشان كم نيست وناراضي اند به دليل ونمي خواهند راي بدهند حاضر شوند با راي سفيد وممتنع.

اللهم عجل لوليك الفرج ..........وهمانا او عدالت گستر واقعي است كه جامعه عدالت پيشه اي كه آرزوي حضرت امير بود را بوجود خواهد آورد.
به اميد آنكه فردي سكاندار آينده اهداف عاليه نظام ومردم خوب وفهيم ايران باشد كه همه چيز برايش جلوه حق باشد وجز حق نگويد،نياردو...........يا علي
***********************************************************************
آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود.

امروز ایران اسلامی و جهان اسلام وبلکه عالم خلقت یکی از ارکان و اوتاد خود را از دست داد.
مرحوم آیت الله العظمی محمد تقی بهجت مردی که هیچگاه چشمان آسمان پیمایش بر فیض سحر بسته نماند و از لبان مبارکش جز کلام وحی و سخنان معصومین واولیاء خدا نتراوید" به اختیار خود !"چشم بر جهان فروبست.زمان دردانه خود را ازدست داد و زمین گوهری یکدانه را در برکشید.

مردی که امام عظیم الشان که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود در مورد او به فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی(ره) فرموده بودند:"ایشان دارای موت اختیاری هستند.یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح را از بدن جدا کنند و به اصطلاح خلع کنند وباز مراجعت کنند." و تازه این شهادت ها بر کرامات و مدارج عرفانی او در سنین جوانی و میانسالی او بیان گردیده است و خدا میداند که این مرد کم نظیر در سنین کهولت و بعد از عمری تلاش بی وقفه و حرکت شتابان به سمت قله های عرفان اصیل اسلامی وزهد و پارسایی به چه مقاماتی دست یافته بود.او که حتّی لحظه ای از عمر شریفش را نه به بطالت که حتی به تفریح هم نگذراند.یکی از بستگان ایشان نقل می کنند که یکی از ارادتمندان ایشان بارها از آقا خواهش می کردند که به باغ ایشان سری بزنند.بالاخره بعد از مدتها معظم له پذیرفتند.بمحض ورود به باغ ایشان نگاهی به آسمان کردند.خدمت ایشان گفتیم دنبال چه می گردید؟فرمودند:دنبال جایی هستم که سایه باشد.زیر درختی عبای خود را انداختند و مشغول مطالعه و خواندن زیارت عاشورا و... شدند و تا آخر هرچه صاحب باغ میوه های مختلف خدمت ایشان آوردند لب نزدند و فرمودند اینها را بدهید به اهلش.حتی یک دانه انگور هم نخوردند!
فقط خدا میداند که در لحظات باشکوه عروج روح ملکوتی این مرد الهی چه ولوله ای در عالم خلقت پدید آمده است و چه بزرگانی به پیشواز روح قدسی او از ملکوت خدا رهسپار ناسوت شده اند .
شاید امروز که او در بین مریدان بی شمارش نیست قفل زبان هایی که او مَُهر کرده بود بشکند و قطره ای از دریای بی نهایت کرامات باهره او برای اهل دل نمایان شود.مرحوم بهجت تا در قید حیات بودند نزدیکان و شاگردان خاص و کسانی که از این مرد ربّانی کرامت ها دیده بودند از بیان آنها بشدت منع شده بودند و خود حضرت ایشان هم که بسیار کتوم بودند و چنان رفتار می کردند که جز کسانی که خبر از کرامات او داشتند یا خود از او معجزهای بی پرده دیده بودند کسی از نوع گفتار و رفتار او نمی توانست به دنیای پررمزوراز درون پرشور او راهی بیابد یا حتّی گمانی کند.معدودی از شاگردان خاص ایشان بصورت مختصر نکاتی را از این مرد الهی بر زبان آورده اند .آیت الله حاج شیخ عباس هاتف قوچانی می فرمایند:"آیت الله بهجت بسیار به مسجد می رفتند و شبها تا به صبح به تنهایی بیتوته می کردند.یک شب که بسیار تاریک بودو چراغی هم در مسجد روشن نبود ایشان در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا می کنند.به ناچار باید از مسجد بیرون میرفتند ودر محل وضوخانه که بیرون مسجد ودر سمت شرقی آن واقع است وضو می گرفتند.ناگهان در اثر عبور این مسافت در شب و تنهایی ،مختصر احساس ترسی در ایشان پیدا میشود،به مجرّد این خوف، یک مرتبه نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار می شود و همراه ایشان حرکت میکند و ایشان با آن نورخارج شده ووضو می گیرند و سپس به جای خود بر میگردند و در همه این احوال آن نور دربرابرشان حرکت می کرده تا اینکه به محل خود میرسند و آن نور از بین میرود."
اکنون و در این مجال که دل همه عاشقان و ارادتمندان آن یگانه دوران، داغدیده و غمبار است نمی توان جز ناله و آه، ندایی سردادو از مردی که بعد از رفتن او شاید بخشی از برکات وجودی او بر همگان آشکار شود و بسا شرّها که از نوع بشر به برکت وجود این دردانه های هستی از اهل زمین دفع شده وبلاها از برکت آنها از این آب و خاک گردانده شده است به تفصیل چیزی نوشت.بعنوان حسن ختام حکایت دیگری از کرامات این شیخ پارسا را ذکر میکنم.شخصی از برخی شبهات اعتقادی در رنج بوده،از شهرش به سوی قم حرکت می نماید و در آنجا مأوی می گیرد.شبی آیت الله بهجت را در خواب میبیند و ایشان پاسخ شبهات ایشان را می دهند.آن شخص از خواب برمیخیزد و در صادقه بودن رؤیا،خلجانی در قلبش پدید می آید.لذا روز جمعه برای مطرح کردن آن شبهات به محضر پرفیض آیت الله بهجت می روند.ایشان نقل می کنند که بمحض اینکه آمدم موضوع را مطرح کنم ایشان فرمودند:"جواب همانهایی بود که در خواب به تو گفتم، تردید مکن !" خدایا به روح قدسی این مرجع عالیقدر و عارف عامل رشحه ای از آنچه به او به برکت یک عمر اخلاص و مراقبت نفس عطا فرمودی به ما اگرچه لیاقتش رانداریم اما به کرمت عنایت فرما و روح بلند و فردوسی او را به پاس همه سختی هایی که به نفس خود در دنیا چشاند بر سفره آرامش و رحمت بی انتهایت میهمان کن.آمین یا ربّ العالمین
منابع حکایات:کتاب فریادگر توحید، موسسه فرهنگی اهل بیت و کتاب"برنامه سلوک" به اهتمام:دکتر علی شیروانی